پارسا جان
خاطرات پسرم از اول تا . . .
تاريخ : دوشنبه 29 تير 1394 | نویسنده : کامران
بازدید : 537 مرتبه

آبله مرغان پارسا جان

http://www.niniweblog.com/upl/parsa-jaan/14373381264.jpg

پارسا جان بالاخره آبله مرغان گرفت و 10 روزی بود که ما را نگران کرده بود .

به سلامتی پارساجان این مرحله از بیماری خودش را رد کرد و نشان داد که خیلی قوی هست.

مقداری تب و بی حالی به سراغش می آمد ولی ما مراقب بودیم که تبش بالا نرود و یا بی اشتهایی نکند و از لحاظ بدنی ناتوان نشود.

 

 



موضوع : کودکی پارسا جان
تاريخ : شنبه 26 ارديبهشت 1394 | نویسنده : کامران
بازدید : 374 مرتبه
تاريخ : جمعه 25 ارديبهشت 1394 | نویسنده : کامران
بازدید : 267 مرتبه

پارسا جانم 4 ماهه یا 18 هفته ای بود ، که رفته بودیم سونوگرافی ، دیدیم دو قلوی دیگه ای با کیسه جدا بغل پارسا جا خوش کرده بود.

پارسا 36 میلی متر بود و رفیقش 22 میلی متر  محبت

آقای دکتر گفت احتمالا تو سونوگرافی قبلی این کوچولو پشت پارسا قایم شده بود و ما ندیدیمش.

صدای قلب دیگه ای به زندگی ما اضافه شد و هر لحظه که صدای قلب این دو فسقلی رو با دستگاه گوش میکردیم دنیامون عوض می شد.



ادامه مطلب...

موضوع : قبل از تولد پارسا جان
تاريخ : جمعه 25 ارديبهشت 1394 | نویسنده : کامران
بازدید : 355 مرتبه

اواسط فروردین سال 1390 بود که متوجه شدیم که خدا به ما یه عیدی داده .

با همسرم به دکتر مراجعه کردیم و بعداز آزمایش و سونوگرافی دیدم که پارسا جان 12 هفته ای بود زندگی خودش رو شروع کرده بود و هر روز بزرگ و بزرگتر می شد.

اوضاع فرق کرده بود و من و خانمم وارد یک مرحله دیگه ای از زندگیمون شده بودیم. احساس مسئولیت بیشتری نسبت به هم و بچمون داشتیم.

از یک طرف خوشحالی و از یک طرف دلهره .

پارسا یک مقدار که بزرگتر شد ، به صداها و حرکت های ما کاملا عکس العمل نشون می داد و از وجود من و خانمم کنار هم احساس خوشحالی می کرد و با لگد زدن خوشحالی خودش را ابراز می کرد.



ادامه مطلب...

موضوع : قبل از تولد پارسا جان
صفحه قبل 1 صفحه بعد